اثرهای قالب ارایه محتوی و تبیین گری بر انتقال حل مسأله و بار شناختی؛ موسی طباطبایی؛ پایان نامه دکتری

اثرهای قالب ارایه محتوی و تبیین گری بر انتقال حل مسأله و بار شناختی؛ موسی طباطبایی؛ پایان نامه دکتری تخصصی روانشناسی تربیتی، دانشگاه تهران؛ 1389.

در رساله حاضر، بررسی اثرهای تعاملی قالب ارائه محتوی و تبیین گری بر انتقال حل مسأله و بار شناختی مورد بررسی قرار گرفت. موضوع پژوهش حاضر ریشه در نظریه بار شناختی سوئلر دارد. اگر چه اصل تبیین گری در نظریه بار شناختی و نظریه شناختی یادگیری چند رسانه‌ای مورد تأیید قرار گرفته است و شواهد بسیاری در مورد اصل تبیین گری وجود دارد اما تا به حال اثرهای تبیین گری بر بار شناختی و انتقال در قالب مثال‌های حل شده معمولی مورد بررسی قرار گرفته است و آنچه این پژوهش را از پژوهش‌های دیگر متمایز می‌کند مقایسه اثرهای تبیین گری در قالب مثال‌های حل شده معمولی و مثال‌های حل شده کامل کردنی می‌باشد. هدف اصلي تحقیق حاضر بررسي اثر تعاملي تبيين گري (با ٣ سطح ١- خود تبيين گري، 2- ارائه تبیین‌های آموزشی و ٣- بدون تبيين گري) و قالب ارائه محتوي (١- مثال‌های حل شده، ٢- مثال‌های حل شده ناقص) بر انتقال (دور و نزديك) و بار شناختی می‌باشد. بدین منظور و با استفاده از یک طرح عاملی 3 2 تمام آزمایشی از نوع عاملی تصادفی تعداد 180 آزمودنی از پایه سوم مدارس دوره راهنمایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1389-1388 به شیوه تصادفی به یکی از شش خانه طرح آزمایشی گمارده شدند. مطالب و مواد مورد نیاز برای طرح آزمایش مطالعه حاضر شامل یک مثال حل شده بود که در آن قضیه تالس از کتاب ریاضی سوم راهنمایی (کتاب درسی که دانش آموزان ایرانی در پایه سوم دوره راهنمایی به عنوان درس ریاضی آن‌را می‌گذرانند) به صورت مکتوب تدریس شده بود. در مثال حل شده ابتدا قضیه تالس به صورت یک جمله بیان شده بود و سپس دو مسأله بر اساس آن گام به گام حل شده بود. از آنجایی که قالب ارائه مثال حل شده به دو صورت مثال حل شده معمولی و مثال حل شده کامل کردنی بود، در مثال حل شده کامل کردنی بعضی اعداد یا علامت‌ها حذف شده بودند و از آزمودنی‌ها خواسته شده بود تا قسمت‌های خالی را با عدد یا علامت مناسب تکمیل نمایند. از نظر سطوح تبیین گری نیز گروه بدون تبیین فقط مثال‌های حل شده معمولی و یا کامل کردنی را می‌خواندند، گروه دریافت کننده تبیین‌های آموزشی به همراه مطالعه مثال‌های حل شده معمولی و یا تکمیل مثال‌های حل شده کامل کردنی تبیین‌های ارایه شده توسط معلم درباره اصول زیربنایی راه حل‌ها را مطالعه نمودند و از گروه خود تبیین گری خواسته شده بود تا به همراه مطالعه مثال‌های حل شده معمولی و یا تکمیل مثال‌های حل شده کامل کردنی در باره چرایی و زمان استفاده از یک مرحله از راه حل به تولید تبیین اقدام نمایند. علاوه بر مثال حل شده، دو نوع پرسشنامه (پرسشنامه بار شناختی و پرسشنامه انتقال) بعد از اینکه آزمودنی‌ها مثال حل شده را مطالعه نمودند و مطالعه مثال‌های حل شده به پایان رسید، دریافت کردند. تحلیل آماری نشان داد اثر اصلی تکمیل کردن و اثر اصلی تبیین گری بر انتقال دور، انتقال نزدیک، بار شناختی هنگام مطالعه و هنگام آزمون وجود دارد. همچنین اثر تعاملی قالب ارایه محتوی و تبیین گری بر انتقال دور، نزدیک، بار شناختی هنگام مطالعه بار شناختی و بار شناختی هنگام آزمون معنادار بود. پژوهش حاضر اشاره‌های مفیدی برای طراحان آموزشی در بردارد.

کلمات کلیدی: مثال‌های حل شده، مثال‌های حل شده کامل کردنی، خودتبیین گری، تبیین‌های آموزشی، بار شناختی، انتقال دور، انتقال نزدیک

تاثیر تعیین­ کننده­های اجتماعی- ساختاری و تصمیم­ گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت

تاثیر تعیین­ کننده­های اجتماعی- ساختاری و تصمیم­ گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت: بررسی نقش تعدیل کننده نظام باورهای بیمار؛ اسحق رحیمیان بوگر ، پایان نامه دکتری روانشناسی سلامت؛ دانشگاه تهران، 1389.

با توجه به اهميت خودمدیریتی دیابت، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر تعیین­کننده­های اجتماعی- ساختاری و تصمیم­گیری مشارکتی با نقش تعدیل­کنندۀ نظام باورهای بیمار برخود­مدیریتی دیابت بود. در یک زمینه­یابی مقطعی تعداد500 بیمار سرپائی مبتلا به دیابت نوع II (245 مرد و 255 زن) در درمانگاه­های بیمارستان شریعتی تهران به­شیوه نمونه­گیری در دسترس انتخاب شدند. 259 نفر از آنان درمان داروئی و 241 نفر انسولین دریافت می­کردند. داده­ها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و مقیاس­هاي خودمراقبتی دیابت، خودکارامدی، باور به اثربخشی درمان، حمایت اجتماعی، رابطه پزشک- بیمار، دانش مرتبط با دیابت، دسترسی به درمان، تصمیم­گیری مشارکتی، رضایت از خدمات درمانی، انگیزش برای درمان و باور به قطعیت بیماری جمع­آوری و توسط مدل یابی معادله ساختاری (SEM) با نرم افزار LISREL تحلیل شدند. همچنین، همبستگی، آزمون t و خی دو در سطح توصیفی و برای مقایسه ابتدائی داده­ها به کار رفت. یافته­های مطالعه اصلی نشان داد که مدل فرضی اولیه برازش مطلوبی با داده­های مشاهده شده ندارد. مدل فرضی بر اساس نتایج آماری و دیدگاه­های نظری اصلاح شد. بعد از اصلاح مدل، همه شاخص­های برازش مدل بهبود یافته بودند که نشان می­دادند مدل اصلاح شده با داده­های مشاهده شده برازش مطلوب دارد. بعد از ارزیابی برازش مدل، ضرایب بین متغیرها بررسی شدند. اغلب مسیرهای دارای ضرایب معنادار در مدل نهایی حفظ شدند و مسیرهای دارای ضرایب غیرمعنادار و یا برخی از ضرایب مسیر دارای معناداری ضعیف به دلایل نظری از مدل نهایی حذف شدند. یافته­ها به این شرح بود: 1) نظام باورهای بیمار به طور مستقیم بر خودمدیریتی دیابت اثر می­­گذارد؛ 2) تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری به طور غیرمستقیم از طریق نظام باورهای بیمار و تصمیم­گیری مشارکتی بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند؛ 3) تصمیم­گیری مشارکتی به طور غیرمستقیم از طریق نظام باورهای بیمار بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارد؛ و 4) مدل اصلاح شده نهایی در دو زیرگروه بر اساس نوع درمان (درمان داروئی و انسولینی) دارای برازش مطلوب است، اما برآوردهای مدل کلی و نهایی بین دو زیرگروه بر اساس نوع درمان تفاوت معنادار ندارد. طبق نتایج، به جای روابط خطی ساده بین متغیرها، تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری و تصمیم گیری مشارکتی با محوریت نظام باورها در هم تنیده هستند و با هم بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند. اغلب روابط بین این متغیرها در این پژوهش همسو با مطالعات قبلی و نظریه­های موجود بودند. نتیجه گرفته می­شود که تعیین­کننده های مهم خودمدیریتی دیابت که در پژوهش­های خارج از کشور به خصوص در مورد بیماران دیابتی در آمریکا و اروپا توصیف شده­اند، پیش­بینی کننده های مهم خودمدیریتی دیابت در میان بیماران مبتلا به دیابت نوع II در ایران نیز هستند. مدل اصلاح ­شده نهایی این پژوهش مکانیسم­های زیربنایی بالقوه­ای را نشان داد که بدان ­وسیله این عوامل در بافتار فرهنگی ایران بر خودمدیریتی دیابت اثر می­گذارند. تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری، تصمیم­گیری مشارکتی و به خصوص نظام باورهای بیمار در انجام رفتارهای خودمدیریتی مهم هستند و این سه دسته عامل می­توانند میزان بالائی از تغییرپذیری خودمدیریتی دیابت را تبیین نمایند. با توجه به اهمیت کاربردی این نتیجه برای متخصصان بالینی و درمانگاه­های دیابت، مداخلات مناسب در این زمینه ضروری است. توجه به این عوامل به­منظور ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی دیابت، کاهش آسيب­های همراه دیابت و مهم­تر از همه ارتقاء سلامت کلی جامعه سودمند است.

واژه هاي کليدي: خودمدیریتی دیابت، نظام باورهای بیمار، تعیین­کننده های اجتماعی- ساختاری، تصمیم­گیری مشارکتی.

 

بررسی رابطه مکانیزم های تنظیم هیجان و سازگاری با سرطان کودکی

بررسی رابطه مکانیزم های تنظیم هیجان و سازگاری با سرطان کودکی؛ منیژه فیروزی، پایان نامه دکتری روانشناسی سلامت، دانشگاه تهران؛ 1389.

با وجود اين که سرطان، مجموعه کاملی از انواع استرسها، دردهای جسمی، ناتوانيها و محدوديتها را به کودک تحميل می کند، اما کودکان مبتلا به سرطان، سازگاری هيجانی خوبی نشان می دهند. هدف اين پژوهش اين است که برخی از جنبه های سازگاری هيجانی در کودکان مبتلا به لوسمی (All)، مورد بررسی قرار دهد و تعدادی از مکانيسم هايي که در ارتقاء اين سازش يافتگی نقش دارند، شناسايي شوند. برای رسيدن به اين اهداف، 78 کودک مبتلا به لوسمی که در بيمارستان تخصصی سرطان کودکان محک پذيرش شده بودند، به همراه مادرانشان در اين پژوهش شرکت کردند. آزمونهای پژوهش، از سه بخش تشکيل شده است؛ بخش اول شامل آزمونهای روان شناختی کودکان، از جمله آزمون سوگيری توجه، سرزندگی و شفافيت هيجانی بود. بخش دوم که تنظيم بيرونی هيجان را می سنجيد، از آزمون تنظيم والد محور استفاده شد. بخش سوم به گرفتن نمونه خون برای اندازه گيری سطح کورتيزول پلاسما و ارزيابی رفتاری حساسيت به درد اختصاص يافت. داده های پژوهش از طريق آماره های توصيفی، همبستگی کانونی، همبستگی پيرسون، تحليل رگرسيون، اندازه های تکراری و 2 Xمورد ارزيابی قرار گرفتند. يافته ها نشان داد که (1) تنظيم هيجان و سازگاری هيجانی، ارتباط معناداری دارند. (2) کودکان مبتلا به سرطان در اين پژوهش، از نظر سطح کورتيزول به سه سطح بالا، به هنجار و پايين تقسيم می شوند. (3) کودکان مبتلا به سرطان از مکانيسم سوگيری مثبت توجه برای سازگاری هيجانی بيشتر استفاده می کنند. (4) جنسيت در رابطه سطح کورتيزول با حساسيت به درد، چه به لحاظ رفتاری و چه زمان واکنش به درد نقش تعديل کنندگی دارد. در پايان پيامدهای درمانی اين پژوهش به همراه تعدادی پيشنهاد پژوهشی برای آينده ارائه شده است.

 واژه هاي کليدي: کودکان مبتلا به سرطان، لوکميای لمفوبلاستيک حاد يا لوسمی(All)، تنظيم هيجان درونی و بيرونی، سرزندگی، شفافيت هيجانی و سطح کورتيزول

کارایی رواندرمانی کوتاه مدت تعدیل کنندۀ اضطراب بر نشانگان ضربۀ عشق؛

کارایی رواندرمانی کوتاه مدت تعدیل کنندۀ اضطراب بر نشانگان ضربۀ عشق؛ محمود دهقانی، پایان نامه دکتری روانشناسی بالینی، دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی؛ 1389.

این پژوهش با هدف بررسی کارایی رواندرمانی پویشی کوتاه مدت بر درمان نشانگان ضربه عشق در دختران دانشجو انجام شد. نشانگان ضربه عشق، مجموعه علائم و نشانه های شدیدی است که پس از فروپاشی یک رابطه عشقی بروز می کند، زمان زیادی به طول می انجامد و عملکرد فرد را در زمینه های متعدد (روانی، اجتماعی و حرفه ای) مختل می کند و واکنش های غیر انطباقی را به دنبال دارد. روش: جامعه آماری شامل دانشجویان دختر دانشگاه های تهران، هنر و امیرکبیر بودند که اخیراً با فروپاشی یک رابطه رومانتیک مواجه شده بودند. نمونه پژوهش شامل 5 نفر دانشجوی دختر از جامعه آماری بود که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند، این شیوه نمونه گیری را نمونه گیری هدفمند می نامند. هدف از این شیوه نمونه گیری انتخاب کسانی است که با هدف پژوهش مطابقت دارند. درمان بر اساس راهنمای رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو انجام شد. این مدل درمانی از یک سو متمرکز بر هیجان، چگونگی دستیابی به هیجان و هدایت آن است و از سوی دیگر به همان اندازه بر چگونگی استفاده از شناخت برای هدایت، کنترل و جهت دهی هیجان تاکید دارد، مدل مک کالو اختصاصاً در مورد سوگ، گناه و خشم موثر است. طرح پژوهش از نوع طرح تجربی تک موردی از نوع خط پایه چندگانه است. این پژوهش شامل سه مراحله ارزیابی پایه، مداخله و پیگیری است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از دو روش شاخص درصد بهبودی و معناداری بالینی بر اساس نقطه برش استفاده شد. مداخله در 20 جلسه 45 دقیقه ای و به طور هفتگی اجرا شد. در این پژوهش از پرسشنامه های ضربه عشق(LTI)، نشانگان ضربه عشق(LTSQ)، افسردگی بک (BDI-II)، اضطراب بک (BAI) و مقیاس ارزیابی عملکرد کلی (GAF) و پرسشنامه شخصیتی میلون (MCMI-II) استفاده شد. نتایج: نتایج نشان داد که تاثیر رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو بر کاهش نشانگان ضربه عشق از نظر بالینی معنادار است. نتیجه گیری: رواندرمانی پویشی کوتاه مدت مک کالو در درمان نشانگان ضربه عشق کارآیی مناسبی دارد.

واژگان کلیدی: نشانگان ضربه عشق. رواندرانی پویشی کوتاه مدت.

تبیین ساز و کار اثربخشی مصاحبه ی انگیزشی

تبیین ساز و کار اثربخشی مصاحبه ی انگیزشی در رفتارهای سلامت بر اساس نظریه ی خود تعیین گری و ارزش سلامت در بیماری قلبی- عروقی (CHD)؛ یداله قاسمی پور؛ پایان نامه دکتری تخصصی روانشناسی سلامت، دانشگاه تهران؛  1390.

هدف پژوهش حاضر، بررسی ساز و کار اثربخشی مصاحبه ی انگیزشی بر عوامل خطر قلبی- عروقی بر اساس نظریه ی خودتعیین گری و ارزش سلامت بود. با استفاده از طرح شبه آزمایشی از نوع آمیخته بین آزمودنی و درون آزمودنی، از میان بیمارانی که بر روی عروق کرونر آنان جراحی باز قلب انجام شده بود، دو گروه آزمایش (80 = n) و کنترل (83 = n) انتخاب شدند. گروه آزمایش در جلسات مصاحبه ی انگیزشی شرکت کرده و گروه کنترل روند معمول بیمارستان را طی کردند. هر دو گروه، در مورد شش عامل خطر تغییرپذیر – پرفشاری خون، اختلال چربی خون، چاقی، دیابت، فعالیت بدنی پایین و مصرف سیگار- در دو نوبت پیش آزمون و پس آزمون مورد سنجش قرار گرفتند. هر دو گروه پرسشنامه ای را که شامل ارضای نیازهای بنیادی روانشناختی، ارزش سلامت، اضطراب و استرس و افسردگی بود، در دو نوبت پر کردند. نتایج پژوهش نشان داد مصاحبه ی انگیزشی نیازهای خودمختاری و ارتباط با دیگران را به صورت معنی داری ارضا می کند. از آنجا که افسردگی تفاوت معنی داری را در نیاز شایستگی ایجاد کرد، به نظر می رسد، نیاز شایستگی زیر تأثیر افسردگی باشد. هم چنین، یافته ها نشان داد که نیازها بر ارزش سلامت تأثیری ندارند و از طرفی ارزش سلامت تفاوت معنی داری را در کنترل عوامل خطر ایجاد نکرد. به نظر می رسد، ارزش سلامت بیماران بدون اینکه زیر تأثیر نیازهای بنیادی روانشناختی باشد، به وسیله ی بیماری قلبی- عروقی به عنوان عامل تهدیدکننده ی زندگی افزایش می یابد. مصاحبه ی انگیزشی توانست به طور مستقیم، نمایه ی توده ی بدنی بالا (اضافه وزن و چاقی) و پیاده روی روزانه (فعالیت بدنی) را زیر تأثیر قرار دهد. از سوی دیگر، ارضای نیازهای خودمختاری و ارتباط با دیگران، چربی خون تری گلیسیرید، چربی خون با چگالی بالا، قند خون (هموگلوبین گلکوزیله) و میزان فعالیت بدنی را کنترل کرد. به طور کلی، مصاحبه ی انگیزشی، به عنوان مداخله ی روانشناختی مؤثر در کنترل عوامل خطر قلبی- عروقی، از طریق ارضای نیازهای بنیادی مورد تأیید قرار گرفت.

کلید واژه ها: مصاحبه ی انگیزشی، بیماری کرونر قلب، عوامل خطر تغییرپذیر، نیازهای بنیادی روانشناختی، ارزش سلامت.

 

** آشنایی با آزمونهای سازمانی[3]

پرسشنامه فرسودگی شغلی، MBI؛ مسلچ و جکسون، 1993:

رایج ترین ابزار اندازه گیری فرسودگی شغلی است و سه بعد خستگی هیجانی، مسخ شخصیت و احساس کفایت شخصی را می سنجد. این پرسشنامه 22 عبارت دارد و افراد در هر عبارت گزینه ای از صفر (هرگز) تا شش( هر روز ) را انتخاب می کنند. مجموع نمره های مربوط به هر بعد جداگانه محاسبه می شود. در بعد خستگی هیجانی نمره های 27 یا بیشتر، بیانگر سطح بالا می باشد. در بعد مسخ شخصیت نمرات 13 یا بیشتر یا بیشتر نشان دهنده سطح بالا و در بعد کفایت شخصی نمره های 31 یا کمتر بیانگر سطح پایین هستند. اگر فرد از نظر خستگی هیجانی یا مسخ شخصیت در سطح بالا و از نظر کفایت شخصی در سطح پایین باشد، به مفهوم داشتن فرسودگی شغلی است. آلفای کرونباخ در مطالعه مسلچ در نمونه ای 11000 نفری بین 71/0 تا 90/0 و ضرایب بازآزمایی از 60/0 تا 80/0 بدست امده است.

** آشنایی با آزمونهای سنجش اختلالات روانی[5]

مقیاس سلامت روانی، MHI؛ ویت  و  ویر ، 1983: این آزمون 38 سوال دارد که 14 سوال آن بهزیستی روانشناختی و 24 سوال درماندگی روانشناختی را در مقیاس 5 درجه ای لیکرت از نمره1( کاملا مخالف) تا نمره 5( کاملا موافق) می سنجد. نسخه فارسی این ابزار توسط بشارت(..... ) تهیه شده است. بشارت ضرایب باز ازمایی این ازمون را برای افراد سالم بعد از دو هفته به ترتیب برای بهزیستی روانشناختی و درماندگی روانشناختی 89/0 و 87/0 ذکر کرده است این میزان برای افراد بیمار  به ترتیب 77/0 و 82/0 بود. ضرایب آلفای کرونباخ نیز در افراد بهنجار به ترتیب 91/0 و 88/0  وب رای بیماران 85/0 و 89/0 بدست آمد. روایی همزمان و تفکیکی این آزمون نیز به تایید رسید.

** آزمونهای هوش هیجانی[2]

مقیاس هوش هیجانیEIS؛ شات، 1998 : اين مقياس33  سوالي براساس الگوي هوش هيجان مايرو سالوي  ساخته شده است. پرسشهاي آزمون سه مقوله سازه هوش هيجاني شامل تنظيم هيجان ها، بهره وري ازهيجان ها و ارزيابي هيجان ها را درمقياس پنج درجه اي ليكرت (كاملا مخالف تا كاملا موافق) مي سنجد. مقياس هوش هيجانی گرچه از سه مولفه پيش گفته اشباع شده، تنها يك نمره كلي براي هوش هيجاني به دست مي دهد كه دامنه آن از 33 تا 165 است در مطالعه اين مقياس درميان نوجوانان براي هوش هيجاني كل، اعتبار 84/0 و برای خرده مقیاس های آن به ترتیب 76/0، 66/0 و 55/0 گزارش شده است (چیا روچی، 2000).  ضريب آلفاي كرونباخ  اين مقياس درنمونه ايراني(بشارت، 1384) نيز براي هوش هيجاني كل 81/0 و برای خرده مقياس هاى نامبرده به ترتيب 78/0، 67/0 و 50/0 گزارش شده است.

** آشنایی با آزمونهای نگرش مذهبی[1]

پرسشنامه جهت گیری مذهبی آلپورت: این پرسشنامه دارای 20 ماده بوده و جهت گیری مذهبی بیرونی(11 ماده) ودرونی(9 ماده) را می سنجد. فگین در سال 1963 یک نسخه 21 ماده ای ساخت و تمام گزینه های پرسشنامه الپورت را در آن بکار برد و علاوه بر آن یک گزینه دیگر نیز به ان افزود که این گزینه همبستگی بالایی(61/0) با جهت گیری بیرونی داشت که از آن بعد این پرسشنامه مورد استفاده قرار گرفت.در مطالع الپورت همبستگی سوالات جهت گیری بیرونی با درونی 21/0- بود. جان بزرگی(1377) آلفای 74/0 و مختاری و همکاران( 1380 ) ضریب 71/0 را برای این پرسشنامه گزارش کرده اند.

دانلود پرسشنامه

** آشنایی با آزمونهای هویت[1]

پرسشنامه سنجش حالات هویتEOM-EIS2؛ بنیون و آدامز:  این پرسشنامه از 64 سوال تشکیل شده است و شامل 4 خرده مقیاس هویت آشفته، هویت به تعویق افتاده، هویت زود شکل گرفته و هویت تحقق یافته می باشد. در هر خرده مقیاس 16 سوال وجود دارد. نمره گذاری بر اسا طیف لیکرت(.....) صورت می گیرد. ادامز و همکاران مقدار ورایی همگرای این پرسشنامه را از 32/0 تا92/0 و مقدار روایی واگرا را از 27/0 تا 79/0 گزارش کرده اند. این پرسشنامه توسط رحیمی نژاد و احمدی(.....) بر روی دانش آموزان ایرانی اعتبار یابی شده است و اعتبار 59/0 تا 73/0 برای خرده مقیاس ها در سطح عقیدتی و 68/0 تا75/0 در سطح بین فردی بدست آمده است.