معرفی سایتهای معتبر روانشناختی(1)

مطالب عمومي در زمينه روانشناسي

 متون و تاريخچه روانشناسي

www.psychclassics.yorku.ca

اين تارنما در برگيرنده تاريخچه روانشناسي،مكاتب گوناگون و همچنين روانشناسان   بنام است.

 دايرة المعارف روانشناسي

www.psychology.org

دايرة المعارف روانشناسي به همراه مجموعه اي از پيوند ها به تارنماهاي مختلف روانشناسي براي درك بيشتر اين علم.

 چگونگي نوشتن مقاله روانشناختي

www.psychpapers.com

يكي از چالشهاي عمده اي كه دانشجويان روانشناسي به شكل ممتد با آن رو به رو هستند، نوشتن طرح پژوهش و نيز مقاله است، اين را آموزش ميدهد وهمچنين نمونه هاي بسياري از مقالات در موضوعات گوناگون APA تارنما اصول نوشتن مقاله بر اساس استانداردها روانشناسي را ارائه ميدهد.

 اطلاعات روانشناسي

www.psychologyinfo.com

اين تارنما اطلاعاتي در مورد روانشناسي كاربردي، تشخيص، اختلالات رواني، مشكلات روانشناختي، روان درماني و مشاوره، ارزيابي روانشناختي، تست ها و سرويس هاي درمان را، در اختيار ما قرار ميدهد.

 مركز روانشناسي

http://psychcentral.com/

امكان جستجو در تارنماها، لينك هاي روانشناسي، تارنماهاي متخصصين اين حرفه  وژورنال هاي online  و منابع onlineروانشناسي

.در باره روانشناسي

http://psychology.about.com

در اين تارنما اطلاعات عمومي متنوعي در باره روانشناسي مانند، رويكردهاي گوناگون،آزمونهاي رواني،شخصيت اختلالات رواني و انواع درمانها و نيز معرفي روانشناسان مشهور يافت مي شود.

بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مساله به شیوه گروهی برارتقای انگیزش پیشرفت

  بررسی اثربخشی آموزش مهارت حل مساله به شیوه گروهی برارتقای انگیزش پیشرفت و سازگاری دانش اموزان پسر مقطع متوسطه منطقه یک آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 86؛ امین میر موسوی؛ پایان نامه کارشناسی ارشد مشاوره و راهنمایی؛ دانشگاه ازاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات،1386.

 آموزش مهارت حل مساله به عنوان یکی از مداخله های متمرکز بر مهارتهای مقابله روشی است که بر کمک به درمانجو برای ایجاد و بسط مهارتهایی تاکید می کند که تسهیل کننده سازگاری با موقعیتهای استرس زا و دشوار زندگی هستند. از طرف دیگر از آنجایی که انگیزش پیشرفت ضعیف مانع از مقابله موثر با مشکلات می گردد افراد دارای انگیزه پیشرفت کم در مواجهه با چالش ها کمتر از راه حلهای متفاوت بهره می برند و تمایل خود را به پیشرفت از دست می دهند. پژوهش حاضر به بررسی اثر بخشی آموزش مهارت حل مساله بر ارتقای انگیزش پیشرفت و سازگاری دانش اموزان مقطع متوسطه منطقه یک آموزش و پرورش شهر تهران پرداخته است. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان دبیرستانی منطقه یک آموزش و پرورش بودند که با حجم نمونه30 نفر به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند برای تعیین اثر بخشی آموزش مهارت حل مساله از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. طرح‌اموزشی طی هشت جلسه به گروه آزمایشی آموزش داده شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش ازمون سازگاری دانش اموزان دبیرستانی و ازمون انگیزش پیشرفت( مبتنی بر روش تکمیل جملات) بود.

برای تجزیه و تحلیل داده ها پس از محاسبه اختلاف نمره های پیش آزمون و پس ازمون برای هر دو گروه از ازمون t برای گروههای مستقل استفاده شد. تجزیه و تحلیل فرضیه های این پژوهش نشان داد :1- آموزش مهارت حل مساله بر ارتقای انگیزش پیشرفت دانش اموزان موثر نبوده است.2- آموزش مهارت حل مساله سازگاری دانش اموزان در بعد حمایت اجتماعی تاثیر نداشته است.3- آموزش مهارت مذکور بر ارتقای میزان سازگاری در بعد آموزش تاثیر داشته است و موجب ارتقای میزان سازگاری آموزش دانش اموزان شده است.4- آموزش مهارت حل مساله بر میزان سازگاری در بعد عاطفی دانش آموزان موثر نبوده است. 5- آموزش مهارت حل مسأله بر میزان سازگاری در بعد کلی تأثیر داشته است.

اثر بخشی آموزش مدیریت استرس بر کنترل قند خون

اثر بخشی آموزش مدیریت استرس بر کنترل قند خون و تغییر برخی شاخصهای سلامت روان در بیماران دیابتی نوع I؛ علی محرابی؛ پایان نامه کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی؛ دانشگاه علوم پزشکی ایران انستیتو روانپزشکی تهران؛ 1386.

دیابت یکی از بیماری های مزمن است که با مشکلات روانشناختی به ویژه استرس رابطه زیادی دراد. هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی آموزش مدیریت استرس بر کنترل قند خون و تغییر برخی شاخص های سلامت روان(افسردگی، اضطراب، استرس، مهارتهای مقابله و کیفیت زندگی) در بیماران دیابتی نوع یک بود. در یک طرح تجربی تعداد 19 نفر از بیماران دیابتی نوع یک که عضو انجمن دیابت ایران بودند به روش نمونه گیری داوطلبانه در دسترس انتخاب شدند و علاوه بر گرفتن آزمایشHbA1c خون، مقیاس استرس، افسردگی و اضطراب و پرسشنامه پاسخهای مقابله بلینگز و موس و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی در مورد آنها اجرا شد. پس از آن شرکت کنندگان به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند و فقط گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 2ساعته در دوره آموزش مدیریت استرس که به شیوه شناختی –رفتاری گروهی اجرا می شد شرکت کردند دو ماه پس از پایان مداخله، افراد هر دو گروه با استفاده از همان ابزار ها مورد ارزیابی مجدد از لحاظ متغیرهای مذکور قرار گرفتند. داده های حاصل با استفاده از تحلیل کوواریانس بررسی شد. تفاوت دو گروه در پس آزمون و پس از کنترل نمره های پیش آزمون در قند خون ، افسردگی، کیفیت زندگی و مقابله های مبتنی بر حل مساله، ارزیابی شناختی، جسمانی کردن و جلب حمایت اجتماعی در جهت مورد نظ معنادار بود.لیکن تفاوت گروهها از لحاظ اضطراب و مقابله مبتنی بر هیجان معنادار نبود. آموزش مدیریت استرس می تواند بر شاخصهای سلامت روان مورد نظر این پژوهش وحتی کنترل قند خون در بیماران دیابتی نوع یک اثر بخش باشد. ارائه این نوع  آموزشها به عنوان بخشی از درمان و مراقبت جامع دیابت توصیه می شود.

مقایسه كارآيي شناخت درماني با طر حواره درماني

مقایسه كارآيي شناخت درماني با طر حواره درماني در درمان زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگير: كاهش علايم، بهبود عملكرد، تغيير متغيرهاي ميانجي و فرآيند تغيير علايم؛ حسن حمیدپور؛ رساله دكتري تخصصي روانشناسي باليني. دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، 1388

مقدمه: پژوهشهاي همه گير شناسي نشان داده اند كه اختلال اضطراب فراگير (GAD) يكي از شايعترين اختلال هاي روان شناختي است. اگرچه اكثر پژوهش هاي همه گير شناسي در ايران نشان داد ه اند كه GAD جزء شايعترين اختلال ها محسوب مي شود، اما تحليل محتوي مقاله هاي چاپ شده، در مجله ها، فصل نامه هاي روان شناسي در ايران و همچنين خلاصه مقاله هاي كنگره ها، حاكي از آن است كه مداخلات درماني اندكي براي اين اختلال صورت گرفته است.

هدف: هدف پژوهش حاضر، مقايسه كارآيي شناخت درماني (مدل داگاس) با طرح واره درماني در درمان زنان مبتلا به GAD بود. در اين پژوهش، كاهش علايم، بهبود عملكرد، تغيير متغيرهاي ميانجي و فرآيند تغيير علايم، مورد بررسي قرار گرفت.

روش: در اين پژوهش از طرح تجربي تك موردي با خط پايه چندگانه استفاده گرديد. شش نفر از زنان مبتلا به GAD بر اساس اين ملاك ها به صورت نمونه گيري هدفمند انتخاب شدند: عدم سابقه ابتلا به اختلال سايكوتيك، دو قطبي و اختلال شخصيت شديد، عدم مصرف داروهاي روان گردان چهار ماه قبل از ورود به درمان، عدم دريافت درما نهاي روان شناختي قبلي، داشتن حداقل تحصيلات سيكل يا ديپلم. مراجعان به

 صورت پلكاني وارد درمان شدند. لازم به ذكر است كه هر شش نفر علاوه برGAD به اختلالات دیگری در محور I نیز مبتلا بودند.. خط پايه دو جلسه بود و پس از پايان درمان در فواصل زماني يك ماهه، سه بار مرحله پيگيري انجام شد. شناخت درماني به مدت پانزده جلسة هفتگي (45 دقيقه) و طرح واره درماني به مدت 20 جلسه هفتگي(45 دقيقه)صورت گرفت. در اين پژوهش از مقياس تحمل ناپذيري بلاتكليفي(IUS)، پرسشنامة نگراني ايالت پنسيلوانيا(PSWQ) ، پرسشنامه جهت گيري منفي نسبت به مشكل(NPOQ) ، پرسشنامه اجتناب شناختي(CAQ) ، پرسشنامه حوزه هاي نگراني(WDQ) ،  پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر ويراست چهارم(GADQ-IV) ، پرسشنامه نگراني و اضطراب (WAQ)، پرسشنامه طرح واره يانگ –فرم کوتاه(YSQ-SF) ، استفاده شد. لازم به ذكر است كه تشخيص از طريق مصاحبه باليني ساختار يافته براي اختلالات محور (SCID-I) I و توسط روان پزشك صورت گرفت.

نتايج: نتايج اين پژوهش نشان داد كه هر دو روش درمان در كاهش شدت علايم و بهبود متغيرهاي ميانجي در بهبود تشخيصي، طرح واره درماني موف قتر از شناخت درماني بود. در فرآيند تغيير علايم جسماني بين اين دو روش تفاوت معناداري مشاهده نشد.

 بحث: طرح واره درماني در مقايسه با شناخت درماني بيشتر توانست زنان مبتلا به GAD را دز افزایش تحمل بلاتكليفي ياري دهد و همچنين شدت حوز ههاي نگراني را بيشتر كاهش داد كه اين پديده ممكن است به دليل تعديل سبك هاي مقابله اي و گستردگي حوزة مداخله در طرح واره درماني باشد. از سوي ديگر، شناخت درماني

در كاهش اجتناب شناختي، موفقتر از طرح واره درماني بود كه اين پديده احتمالاً به دليل به كارگيري تكنيك هاي روياروسازي با نگراني رخ داده است. با اين كه علايم جسماني GAD  مستقیما آماج این دو روش درمان قرار نمی گیرد، اما باعث كاهش علايم مي شوند. هر چند ساز كار آ نها متفاوت است.

واژه هاي كليدي: شناخت درماني، طرح واره درماني، اختلال اضطراب فراگير، زنان، كارآيي.

عوامل روانشناختي مؤثر بر تصادفات رانندگي

عوامل روانشناختي مؤثر بر تصادفات رانندگي و ارائه الگوي مداخله در كاهش آن؛ طیبه فردوسی؛ رساله دكتري تخصصي روانشناسي سلامت. دانشگاه تهران، 1388.

 از ميان عوامل مؤثر بر تصادفات رانندگي باور رايج به تاثير عوامل انساني تأكيد دارد. به همين دليل پژوهش حاضر با هدف بررسي عوامل روانشناختي مؤثر بر تصادفات رانندگي و ارائه الگو مداخله در كاهش آن با روش پس رويدادي يا علي- مقايسهاي به انجام رسيد. نمونة تحقيق شامل 567 راننده تصادفي و غيرتصادفي عادي(به ترتيب 206 و 201 نفر(  و پرخطر(به ترتيب 73 و 87 نفر) و همچنين 105 كارشناس تصادف بود كه همگي با روش نمونهگيري تصادفي خوشهاي يك مرحلهاي و يا تصادفي ساده انتخاب شده بودند. اين گروه از طريق پرسشنامه و آزمونهاي ويژگيهاي دموگرافيك و نگرش سنج عوامل تصادف مربوط به راننده ها و كارشناسان و فقط رانندهها با آزمونهاي دقت بوناردل، پرسشنامه پرخاشگري  AGQ، ويژگيهاي شخصيتي مربوط به رانندگان(IVPE)، زمان واكنش و مصاحبه ساختدار باليني براساس DSM 4مورد بررسي قرار گرفتند.

نتايج در خصوص مقايسه دو گروه رانندگان تصادفي (يك بار تصادف كرده(غيرتصادفي )سه سال يا بیشتر تصادف نکرده) با ازمونt  بيانگر تفاوت معنادار در برخي خرده مقياسهاي دقت، زمان واكنش و پرخاشگري بود. همچنين مقايسه رانندگان تصادفي(چهار بار بیشتر)  و غيرتصادفي (5 سال بيشتر) نشان داد كه فقط در خرده مقياس اول آزمون دقت، پرخاشگري و كليه خرده مقياسهاي شخصيت)غير از احساس مسئوليت اجتماعي ) تفاوت معنادار و از لحاظ اختلالات نيز تفاوت دو گروه فقط در بيماري صرع و اسكيزفرنيا معنادار شده بود.

به نظر رانندگان تصادفي مهمترين عوامل مؤثر در تصادف آنان در بعد شناختي، حواسپرتي، بعد هيجاني عصبي بودن، بعد رفتاري بياحتياطي و بالاخره عوامل بيروني خطاي ماشينكناري است. در كليه محورهاي فوق الذكر نيز رانندگان پرخطر به صورت مستقل و يا به صورت مقايسهاي مورد بررسي قرار گرفتند. مقايسة رانندگان تصادفي و غيرتصادفي از لحاظ ويژگيهاي دموگرافي(سن، جنس، تحصيلات) توسط آزمون t نشان داد كه در مقولة سن و دو خرده مقياس مربوط به دقت و در مقولة جنسيت خرده مقياس دقت و خويشتنداري و با آزمون يومان ويتني نگرش دربارة مقررات و قوانين معنادار شده است. در خصوص تحصيلات نيز برخي از خرده مقياسهاي دقت، زمانواكنش و شخصيت(ماجراجويي و هيجان خواهي) با آزمون  t معنادار شده است.

مقايسة مناطق محل سكونت رانندگان تصادفي و غيرتصادفي و عوامل روانشناختي تصادف با آزمون تحليلt واريانس و همچنين نوع تصادف رانندگي)خسارتي، جرحي و فوتي) باعوامل فوقالذكر با استفاده از آزمون t معنادار شد. براساس پرسشنامه نگرش سنج، كارشناسان عوامل تصادف را عدم تمركز، خستگي، مشكلات عاطفي و رواني، عجله و شتاب، عدم رعايت قوانين و مقررات، ضعف آموزش رانندگي و مشكلات اقتصادي ذكر كردند.

در فرضيه هاي پژوهش نيز رابطة بين اوقات شبانه روز، انجام تخلفات و انحراف از قوانين و مقررات و طول مدت رانندگي (تجربه) با عوامل روانشناختي مورد تائيد قرار گرفت. در نهايت با روش لجستيك متغيرهايسن، دقت، زمان واكنش، حواسپرتي و خويشتنداري به عنوان مهمترين عوامل پيشبيني كننده تصادف به دست آمد.

واژه هاي كليدي: عوامل روانشناختي، تصادف، رانندگي، رانندگان تصادفي و غيرتصادفي، رانندگان پرخطر، شخصيت راننده.