بهشياري، تاب آوري و وضعيت مصرف مواد در نوجوانان

بهشياري، تاب آوري و وضعيت مصرف مواد در نوجوانان در معرض خطر: سنجش مدل تبييني نقش متغيرهاي واسطه اي و مكانيسم هاي تاثيرگذاري؛ مسلم پرتو، پايان نامه ي دكتري تخصصي روانشناسي سلامت، دانشگاه تهران، 1389.

 مصرف سيگار، مشروبات الكلي و ساير مواد غيرقانوني توسط نوجوانان يكي از مهم ترين چالش ها و مشكلات سلامت عمومي و رواني- اجتماعي است كه مشكلات فردي، اجتماعي، بهداشتي و اقتصادي بسياري بر جوامع درگير تحميل مي كند. طي سال هاي اخير مدل هاي مختلفي در زمينة سبب شناسي و پيشگيري از سوء مصرف مواد مطرح شده اند. هدف پژوهش حاضر، تعيين نقش عوامل بهشياري، تاب- آوري، بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي در وضعيت مصرف مواد و نيز، تعيين نقش متغيرهاي واسط هاي خودتنظيم گري، خودپيروي و سبكهاي مقابله در تأثير گذاري بهشياري و تاب آوري بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي در نوجوانان در معرض خطر بود.

 جامعة آماري پژوهش حاضر از دانش آموزان پسر در معرض خطر سال سوم متوسطه شهر تهران كه در سال تحصيلي 89-88 به تحصيل اشتغال داشته اند، تشكيل يافته است. نمونة مورد نظر پژوهش شامل 764 دانش آموز در معرض خطر بود كه با استفاده از روش نمونه گيري چند مرحله اي تصادفي شدند. داده هاي پژوهش با استفاده از مقياس هاي بهشياري، تاب آوري، خودپيروي، شيوه هاي مقابله، خودتنظيم گري، بهزيستي/ درماندگي روانشناختي و پرسشنامه بررسي وضعيت مصرف مواد گردآوري شدند. براي تحليل داده هاي مربوط به آزمون فرضيه ها، از روش تحليل مسير و نرم افزار ليزرل استفاده شد.

يافته ها نشان دادند كه بهزيستي روانشناختي قوي ترين پيش بيني كننده مصرف مواد در دانش آموزان مورد مطالعه است كه با مصرف الكل، سيگار و ساير مواد رابطه منفي دارد. بعد از آن، مهم ترين عامل بهشياري است كه به صورت مستقيم و منفي بر مصرف مواد تأثير مي گذارد. بهشياري به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي نيز در مصرف مواد نقش دارد. تاب -آوري نيز به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي در مصرف مواد نقش ايفا مي كند . درماندگي روانشناختي نيز از پيش بيني كننده هاي مصرف مواد در دانش آموزان مورد مطالعه است . بهشياري به طور مستقيم بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير مي گذارد. هر چه ميزان بهشياري بالاتر باشد، بهزيستي روانشناختي بالاتر و ميزان درماندگي روانشناختي پايين تر خواهد بود. تاب آوري به طور مستقيم بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير دارد. به بيان ديگر، هر چه ميزان تاب آوري بالاتر باشد، بهزيستي روانشناختي بالاتر و ميزان درماندگي روانشناختي پايين تر خواهد بود . بهشياري به طور مستقيم با خودپيروي رابطه دارد و با واسطه گري اين متغير، به طور غيرمستقيم، بر بهزيستي روانشناختي و درماندگي روانشناختي تأثير مي گذارد. رابطه بهشياري با خود تنظيم گري معنادار است و خود تنظيم گري نيز با بهزيستي روانشناختي رابطه دارد، اما با درماندگي روانشناختي رابطه معنادار ندارد. بنابراين، بهشياري به طور غيرمستقيم و با واسطه گري خودتنظيم گري، فقط بر بهزيستي روانشناختي تأثير دارد. همچنين، رابطه تاب آوري با خودتنظيم گري معنادار است. بنابراين، تابآوري به واسطه خودتنظيم گري، فقط با بهزيستي روانشناختي رابطه معنادار مثبت دارد. تاب آوري با مقابله كارآمد نيز رابطه معنادار مثبت دارد و رابطه آن با مقابله ناكارآمد معنادار نيست. از طرف ديگر، مقابله كارآمد با بهزيستي روانشناختي رابطه دارد اما با درماندگي رابطه ندارد . در نتيجه، تأثير غيرمستقيم تاب آوري بر بهزيستي روانشناختي فقط با واسطه گري مقابله كارآمد معنادار است. يافته ها نشان داد بهشياري و تاب آوري با يكديگر رابطة معنادار دارند.

به طور خلاصه، مي توان نتيجه گيري كرد كه بهشياري به صورت مستقيم و نيز به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي / درماندگي روانشناختي، در مصرف مواد نقش دارد. تاب آوري فقط به صورت غيرمستقيم و از طريق بهزيستي/ درماندگي روانشناختي در مصرف مواد نقش ايفا مي كند. بهشياري به طور مستقيم ونيز با واسطه گري خودپيروي بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي، و به واسطه خودتنظيم گري فقط بر درماندگي روانشناختي تأثير مي گذارد. تاب آوري به طور مستقيم بر بهزيستي/ درماندگي روانشناختي تأثير دارد و به واسطه خود تنظيم گري و مقابله كارآمد نيز با بهزيستي روانشناختي رابطه معنادار مثبت دارد. بهشياري و تاب آوري با يكديگر رابطة معنادار دارند.

واژه هاي كليدي: مصرف دارو(يامواد)، نوجوانان در معرض خطر، بهشياري، تاب آوري، بهزيستي/ درماندگي روانشناختي.

طراحي مدل بازتواني سلسله مراتبي براي بيماران مبتلا به بيماري مزمن

طراحي مدل بازتواني سلسله مراتبي براي بيماران مبتلا به بيماري مزمن و آزمون اثربخشي آن در بيماران قلبي؛ روحيه حسين زاده بازرگاني؛ پایان نامه دكتري تخصصي روانشناسي سلامت، دانشگاه تهران، 1389.

شيوع فزايندة بيماري هاي عروق كرونري، يكي از مهمترين مسائل و مشكلات سلامت در قرن بيست و يكم است. با اين كه در طول چند دهة اخير مرگ و مير ناشي از اين بيماري ها بسيار كاهش يافته است، باز هم تعداد افرادي كه با اين بيماري به عنوان يك بيماري مزمن زندگي مي كنند، افزايش يافته و انتظار مي رود با افزايش طول عمر، هزينه هاي اجتماعي اين بيماري نيز رو به افزايش يابد. هدف از اين پژوهش، ازمون اثر بخشی MSHCRM  به منظور افزايش تبعيت از درمان، سازگاري، رضايت از زندگي و تداوم آموخته ها در بيماران CABG بود. به اين منظور از ميان جامعه بيماران قلبي عروقي مركز قلب تهران كه يك ماه بعد از CABG طي مدت مطالعه به كلينيك بازتواني مركز قلب تهران مراجعه كرده بودند عداد 300 نفر انتخاب و به صورت تصادفي در دو گروه آزمايشي  ( 150 نفر)  و کنترل( 150 نفر)  جایگزین شدند.افراد گروه نمونه اکثرا مرد(73٪ و 27٪ زن) متاهل(3/85٪) و مجرد(14٪) بودند. افراد گروه كنترل و آزمايش در سه مرحلة پيش آزمون، پس آزمون )دو ماه بعد( و پيگيري(سه ماه بعد) با استفاده از پرسشنامة مقياس رواني اجتماعي بابيماري(PAIS)، مقياس رضايت از زندگي(SWLS)، پرسشنامة خود كارآمدي بيماران قلبي(CSEQ)  مقیاس کنترل شخصی(PCS) پرسشنامة باورهاي سلامت(  HBMQ)، مقياس ادراك بيماري(IPS) مقياس تبعيت از درمان(SAS)، و مقياس حمايت اجتماعي ادراك شدة چند بعدي(  MSPSS) در اين متغيرها اندازه گيري شدند. گروه آزمايشي، مداخله بر  اساس MSHCRM را طي شش جلسه ي 5/2 ساعته و هفته اي يك جلسه دريافت كردند، در حالي كه در گروه كنترل مداخله اي انجام نشد. داده هاي حاصل با استفاده از روش رگرسيون چندگانه و تحليل واريانس تجزيه و تحليل شد و در مجموع پنج فرضيه مورد آزمايش قرار گرفتند. نتايج نشان داد در گروه آزمايش، شاخص هاي سلامت بيماران قلبي از طريق افزايش خودكارآمدي، كنترل شخصي، حمايت اجتماعي، باورهاي سلامت و ادراك بيماري به طور معنا دار بيشتر از گروه كنترل بود. همچنين نتايج نشان داد MSHCRMباعث  تداوم آموخته ها شده و از مراجعة به پزشك، حضور در بخش هاي اورژانسي و بستري شدن در بيمارستان ها مي كاهد. به علاوه، نتايج پژوهش نشان داد كه با افزايش تحصيلات، تبعيت از درمان، سازگاري و رضايت از زندگي بيماران قلبي نيز افزايش مي يابد.

 واژه ها کلیدی: MSHCRM ، مديريت شخصي ، تله هلت،  CABG،  تبعيت از درمان، سازگاري، رضايت از زندگي.

 

اثر بخشي تفسير انتقال بر فرآيند بينش، شدت افسردگي

اثر بخشي تفسير انتقال بر فرآيند بينش، شدت افسردگي اساسي و علائم همراه در روان درماني روان پويشي كوتاه مدت؛ مظاهر رضايي؛ پایان نامه  دكتري تخصصي روانشناسي باليني، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، 1388.

 هدف پژوهش حاضر بررسي نقش بينش به عنوان واسطه اثر بخشي تفسير انتقال در تغيير شدت افسردگي و علائم همراه در مبتلايان به اختلال افسردگي اساسي بود.

روش: در اين پژوهش با استفاده از طرح تك آزمودني چند خط پايه اي، 20 جلسه درمان هفته اي يكبار بر روي 6 بيمار مبتلا به اختلال افسردگي اساسي،كه به شيوه غير تصادفي انتخاب شده بودند اجرا گرديد. آزمودني ها با تشخيص روان پزشك مبني بر ابتلا به اختلال افسردگي اساسي و مصاحبه تشخيصي ساختار يافته براي اطمينان از محرز بودن ملاكهاي ورود و خروج پژوهش در طرح پژوهش قرار گرفتند. علاوه بر مصاحبه تشخيصي ساختار يافته، نسخه دوم پرسشنامه افسردگي بك براي سنجش شدت افسردگي-و پرسشنامه مختصر علائم براي سنجش علائم همراه مورد استفاده قرار گرفت. مقياس پيشرفت روان درماني راتگرز براي ارزيابي بينش به كار گرفته شد. داده هاي تحقيق از طريق تحليل ميزان اثر و نمودارها مورد بررسي قرار گرفتند.

يافته ها: تحليل داده ها در 5 آزمودني از 6 مورد شدت افسردگي و علائم همراه در نيمه دوم درمان كاهش پايدار نشان داد. تغييرات توام شدت افسردگي و علائم همراه با سطح بينش فقط در نيمه دوم درمان قانونمند بود.

نتيجه گيري: رابطه تغيير بينش با تغيير شدت افسردگي و علائم همراه آن بعد از تفسير انتقال رابطهاي غير خطي مي باشد.

واژه هاي كليدي: تفسير انتقال، بينش، افسردگي اساسي، روان درماني پويشي كوتاه مدت