مقایسه كارآيي شناخت درماني با طر حواره درماني
مقایسه كارآيي شناخت درماني با طر حواره درماني در درمان زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگير: كاهش علايم، بهبود عملكرد، تغيير متغيرهاي ميانجي و فرآيند تغيير علايم؛ حسن حمیدپور؛ رساله دكتري تخصصي روانشناسي باليني. دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، 1388
مقدمه: پژوهشهاي همه گير شناسي نشان داده اند كه اختلال اضطراب فراگير (GAD) يكي از شايعترين اختلال هاي روان شناختي است. اگرچه اكثر پژوهش هاي همه گير شناسي در ايران نشان داد ه اند كه GAD جزء شايعترين اختلال ها محسوب مي شود، اما تحليل محتوي مقاله هاي چاپ شده، در مجله ها، فصل نامه هاي روان شناسي در ايران و همچنين خلاصه مقاله هاي كنگره ها، حاكي از آن است كه مداخلات درماني اندكي براي اين اختلال صورت گرفته است.
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقايسه كارآيي شناخت درماني (مدل داگاس) با طرح واره درماني در درمان زنان مبتلا به GAD بود. در اين پژوهش، كاهش علايم، بهبود عملكرد، تغيير متغيرهاي ميانجي و فرآيند تغيير علايم، مورد بررسي قرار گرفت.
روش: در اين پژوهش از طرح تجربي تك موردي با خط پايه چندگانه استفاده گرديد. شش نفر از زنان مبتلا به GAD بر اساس اين ملاك ها به صورت نمونه گيري هدفمند انتخاب شدند: عدم سابقه ابتلا به اختلال سايكوتيك، دو قطبي و اختلال شخصيت شديد، عدم مصرف داروهاي روان گردان چهار ماه قبل از ورود به درمان، عدم دريافت درما نهاي روان شناختي قبلي، داشتن حداقل تحصيلات سيكل يا ديپلم. مراجعان به
صورت پلكاني وارد درمان شدند. لازم به ذكر است كه هر شش نفر علاوه برGAD به اختلالات دیگری در محور I نیز مبتلا بودند.. خط پايه دو جلسه بود و پس از پايان درمان در فواصل زماني يك ماهه، سه بار مرحله پيگيري انجام شد. شناخت درماني به مدت پانزده جلسة هفتگي (45 دقيقه) و طرح واره درماني به مدت 20 جلسه هفتگي(45 دقيقه)صورت گرفت. در اين پژوهش از مقياس تحمل ناپذيري بلاتكليفي(IUS)، پرسشنامة نگراني ايالت پنسيلوانيا(PSWQ) ، پرسشنامه جهت گيري منفي نسبت به مشكل(NPOQ) ، پرسشنامه اجتناب شناختي(CAQ) ، پرسشنامه حوزه هاي نگراني(WDQ) ، پرسشنامه اختلال اضطراب فراگیر ويراست چهارم(GADQ-IV) ، پرسشنامه نگراني و اضطراب (WAQ)، پرسشنامه طرح واره يانگ –فرم کوتاه(YSQ-SF) ، استفاده شد. لازم به ذكر است كه تشخيص از طريق مصاحبه باليني ساختار يافته براي اختلالات محور (SCID-I) I و توسط روان پزشك صورت گرفت.
نتايج: نتايج اين پژوهش نشان داد كه هر دو روش درمان در كاهش شدت علايم و بهبود متغيرهاي ميانجي در بهبود تشخيصي، طرح واره درماني موف قتر از شناخت درماني بود. در فرآيند تغيير علايم جسماني بين اين دو روش تفاوت معناداري مشاهده نشد.
بحث: طرح واره درماني در مقايسه با شناخت درماني بيشتر توانست زنان مبتلا به GAD را دز افزایش تحمل بلاتكليفي ياري دهد و همچنين شدت حوز ههاي نگراني را بيشتر كاهش داد كه اين پديده ممكن است به دليل تعديل سبك هاي مقابله اي و گستردگي حوزة مداخله در طرح واره درماني باشد. از سوي ديگر، شناخت درماني
در كاهش اجتناب شناختي، موفقتر از طرح واره درماني بود كه اين پديده احتمالاً به دليل به كارگيري تكنيك هاي روياروسازي با نگراني رخ داده است. با اين كه علايم جسماني GAD مستقیما آماج این دو روش درمان قرار نمی گیرد، اما باعث كاهش علايم مي شوند. هر چند ساز كار آ نها متفاوت است.
واژه هاي كليدي: شناخت درماني، طرح واره درماني، اختلال اضطراب فراگير، زنان، كارآيي.
سلام